تبليغاتX
suns3t
18 دلیل ...
18 دليل محكم براي اينكه به زن بودن خود افتخار كنيد:

1-  نام هر گل و زيبايي در طبيعت است را روي شما مي‌گذارند.
2- هنگامي كه رنگ پريده يا بيمار هستيد با كمي وسايل آرايش مي‌توانيد خود را زيباتر كنيد و هيچ كس هم از شما ايراد نمي‌گيرد ( كاري كه بسياري از آقايان مد روز يواشكي انجام مي‌دهند).
3- تمام شاعران ايران زمين در وصف گل روي شما هزاران شعر گفته و خط و خال و چشم و ابروي شما را ستوده اند.
4- مجبور نيستيد سر كار برويد و پول يك ماه كار و تلاشتان را برنج و گوشت و نخود و لوبيا بخريد.
5- به راحتي و با اعتماد به نفس هر وقت كه لازم بود گريه مي كنيد و غم و غصه هايتان را در دل جمع نمي كنيد تا سكته كنيد.
6- عمرتان بسيار طولاني است.
7- آن قدر حرف براي گفتن داريد كه هرگز كم نمي‌آوريد.
8- هميشه يك عالمه دوست و رفيق ناب داريد و كم تر گرفتار رفيق ناباب مي شويد.
9- هرگز در حمام خود را گربه شور نمي كنيد.
10- بزرگ شده ايد و كم تر براي طرفداري از تيم قرمز و آبي يا اين حزب و آن حزب جلز و ولز كرده و كركري مي خوانيد.
11- ريش و سبيل نداريد كه موقع آب خوردن قبل از خودتان سبيلتان آب بنوشد.
12- عشق و هنر ابداع شماست.
13- هميشه جوان تر از سنتان هستيد و هيچ كس نمي داند شما چند ساله ايد.
14- از سن 9سالگي به بلوغ عقلي و جسمي مي‌رسيد و حالا حالاها بايد بدوند تا به پاي شما برسند!
15- بهشت زير پاي شماست.
16- اگر موهايتان مرتب نبود يا وقت براي مرتب كردنشان نداشتيد، با سركردن يك روسري قضيه حل است.
17- هميشه در كيفتان آينه داريد و موقعي كه در سلف سرويس دانشگاه قورمه سبزي مي‌خوريد يك دانه لوبيا لابه لاي سبيلتان جا خوش نمي كند.
18- هميشه تميز و نظيف و خوشبو هستيد … و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به زن بودن خود افتخار كنيد.

 

18 دليل محكم براي اينكه به مرد بودن خود افتخار كنيد:

1- هميشه از نام خانوادگي شما استفاده مي‌شود.
2- مدت زمان مكالمه‌ي تلفني شما حداكثر30 ثانيه است.
3- براي يك مسافرت يك هفته اي تنها يك ساك كوچك دستي نياز داريد.
4- در تمام شيشه هاي مربا و ترشي را خودتان باز مي‌كنيد.
5- دوستان شما توجهي به كاهش يا افزايش وزن شما ندارند.
6- جنسيت شما در موقع مصاحبه‌ي استخدام مطرح نيست.
7- لازم نيست كيفي پر از لوازم بي استفاده را همه جا به دنبالتان بكشيد.
8- ظرف مدت 10دقيقه مي‌توانيد حمام كنيد و براي رفتن به مهماني آماده شويد.
9- همكارانتان نمي‌توانند اشك شما را در بياورند.
10- اگر در 34 سالگي هنوز مجرديد، احدي به شما ايراد نمي‌گيرد.
11- رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبيعي است.
12- با يك دسته گل مي‌توانيد بسياري از مشكلات احتمالي را حل كنيد.
13- وقتي مهمان به خانه‌ي شما مي‌آيد لازم نيست اتاق را مرتب كنيد.
14- بدون هديه مي‌توانيد به ديدن تمام اقوام و دوستانتان برويد.
15- مي‌توانيد آرزوي هر پست و مقامي را داشته باشيد.
16- حداقل بيست راه براي بازكردن در هر بطري نوشابه‌ي داخلي يا خارجي بلد هستيد.
17- ضرورتي ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشيد.
18- بالاخره روزي يك پيرمرد موفق خواهيد شد... و اگر خوب فكر كنيد مي بينيد كه صدها دليل محكم ديگر وجود دارد كه شما به مرد بودن خود افتخار كنيد.

 

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 22:20 توسط Hamta Ghasemi |

When everything seems to be going against you

remember that

 an airplane takes off against the wind

not with it

وقتي به نظر مي رسد همه مسايل خلاف جهت تو در حركتند

به ياد داشته باش

هواپيما در جهت خلاف باد می تواند اوج بگیرد.

نه در جهت آن.

 

A year from now

When we look back at today

We will see that the problem

We are so concerned with right now

Was another valuable lesson to be learned

يكسال ديگه ، همين وقتها

وقتي ياد امروز بيفتيم

خواهيم ديد

مشكلاتي كه اکنون ذهنمان را مشغول و درگير كرده

درسهاي ارزشمندي بودند كه ياد گرفتيم...

 

Never explain yourself to any one

Because the person who likes you doesn't need it

And the person who dislikes you won't believe it

 هیچ وقت از خودت پیش کسی تعریف نکن

کسی که دوستت داره نیازی به تعریف تو نداره

و کسی که دوستت نداره حرفهایت رو باور نمی کنه

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت 10:54 توسط Hamta Ghasemi |
The best...

The best cosmetic for your lips is truth,

For your voice is prayer,

For your eyes is pity,

For your hands is charity,

For your heart is love, and

For your life is friendship.

 

زیباترین آرایش برای لبان شما راستگویی،

برای صدای شما دعا به درگاه خداوند،

برای چشمان شما رحم و شفقت،

برای دستان شما بخشش،

برای قلب شما عشق،و

برای زندگی شما دوستی هاست.

h

 

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 11:10 توسط Hamta Ghasemi |
آيا شما هم از اين بعضي ها هستيد:

بعضي‌ها شعرشان سپيد است، دلشان سياه،

بعضي‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو،

بعضي‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه،

بعضي‌ها يك عمر زندگي مي‌كنند براي رسيدن به زندگي،

بعضي‌ها زمين‌ها را از خدا مجاني مي‌گيرند و به بندگان خدا گران مي‌فروشند.

بعضي‌ها حمال كتابند،

بعضي‌ها بقال كتابند،

بعضي‌ها انبارداركتابند،

بعضي‌ها كلكسيونر كتابند

بعضي‌ها قيمتشان به لباسشان است، بعضي به كيفشان و بعضي به كارشان،

بعضي‌ها اصلا‏ قيمتي ندارند،

بعضي‌ها به درد آلبوم مي‌خورند،

بعضي‌ها را بايد قاب گرفت،

بعضي‌ها را بايد بايگاني كرد،

بعضي‌ها را بايد به آب انداخت،

بعضي‌ها هزار لايه دارند !(قابل توجه بعضی ها)

بعضي‌ها ارزششان به حساب بانكي‌شان است،

بعضي‌ها همرنگ جماعت مي‌شوند ولي همفكر جماعت نه،

بعضي‌ها را هميشه در بانك‌ها مي‌بيني يا در بنگاه‌ها.

بعضي‌ها در حسرت پول هميشه مريضند،

بعضي‌ها براي حفظ پول هميشه بي‌خوابند،

بعضي‌ها براي ديدن پول هميشه مي‌خوابند،

بعضي‌ها براي پول همه كاره مي‌شوند.

بعضي‌ها نان نامشان را مي‌خورند،

بعضي‌ها نان جوانيشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان موي سفيدشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان پدرانشان را ميخورند،

بعضي‌ها نان خشك و خالي ميخورند،

بعضي‌ها اصلا نان نميخورند،

بعضي‌ها با گلها صحبت مي‌كنند،

بعضي‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند.

بعضي ها صداي آب را ترجمه مي‌كنند.

بعضي ها صداي ملائك را مي‌شنوند.

بعضي ها صداي دل خود را هم نمي‌شنوند.

بعضي ها حتي زحمت فكركردن را به خود نمي‌دهند.

بعضي ها در تلاشند كه بي‌تفاوت باشند.

بعضي ها فكر مي‌كنند چون صدايشان از بقيه بلندتر است، حق با آنهاست.

بعضي ها فكر ميكنند وقتي بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.

بعضي ها براي سيگار كشيدنشان همه جا را ملك خصوصي خود مي‌دانند.

بعضي ها فكر ميكنند پول مغز مي‌آورد و بي پولي بي مغزي.

بعضي ها براي رسيدن به زندگي راحت، عمري زجر مي‌كشند.

بعضي ها ابتذال را با روشنفكري اشتباه مي‌گيرند.

بعضي از شاعران براي ماندگار شدن چه زجرها كه نمي‌كشند.

بعضي ها يك درجه تند زندگي مي‌كنند، بعضي‌ها يك درجه كند.

هيچكس بي‌درجه نيست.

بعضي ها حتي در تابستان هم سرما مي‌خورند.

بعضي ها در تمام زندگي‌شان نقش بازي مي‌كنند.

بعضي از آدمها فاصلة پيوندشان مانند پل است، بعضي مانند طناب و بعضي مانند نخ.

بعضي ها دنيايشان به اندازه يك محله است، بعضي به اندازه يك شهر،

بعضي به اندازه كرة زمين و بعضي به وسعت كل هستي.

بعضي ها به پز ميگويند پرستيژ

بعضي ها خيلي جور هاي مختلف هستند .

شما چطور؟ آيا شما هم از اين بعضي ها هستيد ؟؟؟

نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 12:5 توسط Hamta Ghasemi |

BEST FRIENDS

بهترین دوستان

Your Love is Ur Heart,

عشقت, قلبت است .

Your heart is Ur Spouse,

قلبت, همسرت است.

Your spouse is Ur Future,

همسرت, آینده ات است.

Your future is Ur Destiny,

آینده ات ,سرنوشتت است.

Your destiny is Ur Ambition,

سرنوشتت, آرزویت است .

Your ambition is Ur Aspiration,

آرزویت, عروجت است.

Your aspiration is Ur Motivation,

عروجت, انگیزه ات است.

Your motivation is Ur Belief,

انگیزه ات, اعتقادت است.

Your belief is Ur Peace,

اعتقادت, صلح و صفاست .

Your peace is Ur Target,

صلح و صفایت, هدفت است.

Your target is Heaven,

هدفت, بهشت است.

Heaven is no fun without FRIENDS.

بهشت ,بدون دوستان صفایی ندارد.

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:33 توسط Hamta Ghasemi |
معادلات بسیار جالب....

معادله ۱
انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح
الاغ = خواب + خوراک
پس
انسان = الاغ + کار + تفریح
و بنابراین
انسان - تفریح = الاغ + کار
بعبارت دیگر
انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه

معادله ۲
مرد = خواب + خوراک + درآمد
الاغ = خواب + خوراک
پس
مرد = الاغ + درآمد
و بنابراین
مرد - درآمد = الاغ
بعبارت دیگر
مردی که درآمد ندارد = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه

معادله ۳
زن = خواب + خوراک + خرج پول
الاغ = خواب + خوراک
پس
زن = الاغ + خرج پول
و بنابراین
زن - خرج پول = الاغ
بعبارت دیگر
زنی که پول خرج نمی کنه = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه

نتیجه گیری:
از معادلات ۲و۳ داریم:
مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمی کند
پس:
فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند.
و
فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 11:12 توسط Hamta Ghasemi |

وصیت نامه فریدون فروغی

تنها وصیت او این بود:

« بگویید بر گورم بنویسند:
زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت
مهربان بود
ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت
ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود
ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود
ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن »


Fereidoun Foroughi's testament

His only testament was this:

« Please write on my tomb:
He liked the life
But didn't know it
He was kind
But didn't treat kindly
He liked nature
But didn't enjoy it
There was a motion in his heart's lake
But no one could come in
He felt lovely in his life
But never fell in love
And finally write:
He liked existing for life
Not life for existing »

نوشته شده در دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388ساعت 12:2 توسط Hamta Ghasemi |
Do u know who I am?

One day a student was taking a very difficult essay exam. At the end of the test, the prof asked all the students to put their pencils down and immediately hand in their tests. The young man kept writing furiously, although he was warned that if he did not stop immediately he would be disqualified. He ignored the warning, finished the test. Minutes later, and went to hand the test to his instructor. The instructor told him he would not take the test.
The student asked, "Do you know who I am?"
The prof said, "No and I don't care."
The student asked again, "Are you sure you don't know who I am?"
The prof again said no. Therefore, the student walked over to the pile of tests, placed his in the middle, then threw the papers in the air "Good" the student said, and walked out. He passed.

روزي يك دانش‌آموز يك آزمون خيلي سخت داشت. در آخر امتحان، استاد از همه‌ي دانش‌آموزان خواست كه قلم‌هايشان را پايين بگذارند و بلافاصله دست خود را در روي برگه خود بگذارند. مرد جوان با خشم به نوشتن ادامه داد، گو اينكه او مطلع بود كه اگر او بلافاصله دست نگه ندارد او محروم خواهد شد. او اخطار را ناديده گرفت و امتحان را تمام كرد. دقايقي بعد، با برگه‌ي آزمون به سوي آموزگار خود رفت. آموزگار به او گفت كه برگه امتحاني او را نخواهد گرفت.
دانش آموز پرسيد: «مي داني من چه كسي هستم»
استاد گفت: «نه و اهميتي نمي دم»
دانش آموز دوباره پرسيد: «مطمئني كه مرا نمي شناسي؟»
استاد دوباره گفت نه.  بنابراین دانش آموز رفت سمت برگه‌ها و برگه خودشو وسط اونا جا داد (جوری که استاد نمی‌تونست بفهمه که کدوم برگه اونه!) اونوقت [با خوشحالی] کاغذهایی که تو دستش بود رو به هوا پرت کرد و گفت: ایول (چه خوب!) و رفت سمت بیرون!!!!!

نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 12:15 توسط Hamta Ghasemi |
خط کج همیشه خوب نیست...

دختر بچه گیج گیج بود از اینهمه تناقض و حیرون مونده بود

 

که کدوم یکی از حرف بزرگترا رو قبول کنه مثلا تا همین چند

 

وقت پیش هر بار که دفتر نقاشیش رو خط خطی میکرد پدرش

 

دعواش میکرد و میگفت که باباجون :

 

جط کج نکش! یادت باشه که همیشه خط صاف بکشی.

 

ولی امروز تو بیمارستان وقتی میدید که هربار بقیه میگن:
که خط توی تلویزیونی که به مامانش ،

 

وصل کرده بودند داره هر لحظه صاف و صاف تر میشه

 

خط پیشونی پدر کج و کجتر می شد و به همین خاطر از پدر پرسید:

 

بابا چرا ناراحتی ؟

 

خط صاف که بد نیست؟

 

مگه خودت به من نمیگفتی که همیشه خط صاف بکش؟

 

حالا مامان هم داره خط صاف میکشه که! چرا ناراحتی؟

 

گریه پدرش دراومد و رو به دختر گفت:

 

دخترم این خط ها را خدا داره برای مامان میکشه.

 

تازه باباجون همیشه که خط کج بد نیست لااقل این دفه

 

خط کج خیلی خوبه حالا برو از خدابخواه که اون خطارو کج کنه

 

و گرنه دیگه مامانو نمیبینی.

 

دل دختر بچه هوری ریخت.اگه مامان نباشه من چیکار کنم!؟

 

به همین خاطر با همون زبون کودکی رو به خداکرد و گفت:

 

خدا جون من که سر از کار بابام در نمی یارم و حرفاشو متوجه

 

نمیشم،تا حالا بهم میگفت که خط کج بده.

 

امروز میگه که خط کج

 

خیلی خوبه تازه بابام میگه که اگه تو، تو اون تلویزیون یه خط کج

 

نکشی من دیگه مامانم را نمیبینم.

 

خدایا برای تو که این همهچیز را آفریده ای مثل فیل که خیلی بزرگه

 

حالا برات سخته که یه خط کج ناقابل تو تلویزیون بکشی!؟

 

""نه عزیزم اصلآ سخت نیست بیا اینم یه خط کج خیلی بزرگ

 

تو تلویزیون فقط به خاطر تو و این خط کج را به عنوان هدیه تولّد

 

از من بپذیر""

 

این حرفی بود که کودک همون لحظه شنید و نمیدونست که از کجا

 

ولی شنید.از فردای همون روز بود که هربار مادرش به مناسبت

 

روز تولّد دختر بچه کیک میپخت هر سال میدید که یک خط کج بزرگ

 

رو کیک به اون کوچکی افتاده است

نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 12:1 توسط Hamta Ghasemi |
Eng SMS

1+1 is 2: my love is true.
2+2 is 4: I love you more.
3+3 is 6: my love is fix.
4+4 is 8: my love is great.
5+5 is 10: Don't forget me then
.

Easy Ways to Die:
Take a Cigar daily - You will die 10 years early.
Drink Rum daily - You will die 30 years early.
Love Someone Truly - You will die daily.

"FRIENDS r like puzzle pieces.If one goes away,that piece can never be REPLACED & the puzzle will never be whole again. YOU r a piece i will keep FOREVER."

When U win,
I will proudly tell the world "Hey! That is my friend!"
But when U lose, I will sit by Ur side, hold Ur hand and say, "hey I am Ur friend"

I'll lend you my shoulder,
if you need to cry,
I'll lend you my life,
if you need to die,
I'll lend you my legs,
if you need to walk,
I'll lend you my voice,
if you need to talk,
I'll lend it all to you in the end,
because I am your friend!

If I had a wish, I would be your tears, to be born in your eyes and die on your lips. But if U were my tears, I would never cry, IN FEAR OF LOSING YOU...

I love all the stars
in the sky,
but they are nothing
compared to the ones
in your eyes!
Love U!

I'll lend you my shoulder for you to cry on, my ears to listen to, my hand for you to hold, my feet to walk with you, but I can't lend you my heart coz it already belongs to you

Man gets and forgets ; but God gives and forgives .

It Is Better Not To Promise At All, That To Promise And Not To Keep It.

 

نوشته شده در پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 11:42 توسط Hamta Ghasemi |
...

عشق چیست؟ حدیثی است که با نگاه آغاز می شود با لبخندی شیرین می شود با بوسه ای به اوج می رسد وبا اشکی پرازاندوه به پایان می رسد!

  

اگر در خواب مي ديدم غم روز جدايي را به دل هرگز نمي دادم خيال اشنايي را

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 11:2 توسط Hamta Ghasemi |
Easy and Difficult

 

Easy is to get a place is someone's address book.
Difficult is to get a place in someone's heart.

دردفترچهءآدرس اشخاص جا داشتن آسان است.
در قلب آنها جا باز کردن مشکل است
.

Easy is to judge the mistakes of others
Difficult is to recognize our own mistakes

قضاوت در بارهء اشتباه دیگران آسان است
تشخیص اشتباه خود مشکل است .

Easy is to talk without thinking
Difficult is to refrain the tongue

حرف زدن بدون فکر کردن آسان است .
گرفتن جلو زبان از حرف زدن مشکل است
.

Easy is to hurt someone who loves us.
Difficult is to heal the wound...

اذیت کردن شخصی که ما رو دوست دارد آسان است.
التیام زخم دیگران مشکل است
.

Easy is to forgive others
Difficult is to ask for forgiveness

عفو و بخشیدن دیگران آسان است .
طلب عفو کردن مشکل است.

 

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 11:50 توسط Hamta Ghasemi |
باید تو رو پیدا کنم(شادمهر عقیلی)

باید تورو پیدا کنم، شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی، تقدیر بی تقصیر نیست
با اینکه بی تاب منی، بازم منو خط می زنی
باید تورو پیدا کنم، تو با خودت هم دشمنی
کی با یه جمله مثل من میتونه آرومت کنه
اون لحظه های آخر از رفتن پشیمونت کنه

I must find you; maybe it’s not too late
You gave up so easily but the fate’s not innocent neither
Though you’re restless for me, but ignoring me still
I must find you; you’re your own enemy too
Who can make you calm just with a simple word?
And hit your brain at the very last moments
and make you waive to go

دلگیرم از این شهر سرد، این کوچه های بی عبور
وقتی به من فکر می کنی، حس می کنم از راه دور
آخر یه شب این گریه ها سوی چشامو می بره
عطر تنی از پیرهنی که جاگذاشتی می پره

I’m offended with this cold city, with these lonely streets
I can feel it from distance when you’re thinking about me
I know these tears will finally make me blind
And the smell of your perfume will fade away
From the dress you left

باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی
راضی به با من بودنت، حتی از این کمتر نشی
پیدات کنم حتی اگه، پروازمو پر پر کنی
محکم بگیرم دستتو احساسمو باور کنی
پیدات کنم حتی اگه، پروازمو پر پر کنی
محکم بگیرم دست تو احساسمو باور کنی

I must find you, so you won’t get lonelier day after day
Willing to stay with me, not to get worst than this
To find you, even if you tear the dream of flying in my mind
To hold your hands tight to believe me then
To find you, even if you tear the dream of flying in my mind
To hold your hands tight to believe me then

باید تورو پیدا کنم، شاید هنوزم دیر نیست
تو ساده دل کندی ولی، تقدیر بی تقصیر نیست
باید تورو پیدا کنم هر روز تنها تر نشی
راضی به با من بودنت، حتی از این کمتر نشی

I must find you right now; maybe it’s not too late
You gave up so easily but the fate’s not innocent too
I must find you, so you won’t get lonelier day after day
Willing to stay with me, not to get worst than this

h

 

 F

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 10:48 توسط Hamta Ghasemi |
Success

If you want to be successful then do this:

Look at your past by forgiveness

Look at your now with pathetic

And then

Look at your future with HOPE

 

اگر می خواهی به موفقیت دست پیدا کنی این کارها را انجام بده:

به گذشته با گذشت نگاه کن

به حال با رقت و دلسوزی نگاه کن

و سپس

به آینده ات با امید نگاه کن

 

نوشته شده در یکشنبه دهم آذر 1387ساعت 19:32 توسط Hamta Ghasemi |
36...

An Angel says, 'Never borrow from the future. If you worry about what may happen tomorrow and it doesn't happen, you have worried in vain. Even if it does happen, you have to worry twice.'

hhhhhh

1. Pray
2. Go to bed on time.
3. Get up on time so you can start the day unrushed.
4. Say No to projects that won't fit into your time schedule, or that will compromise your mental health.

5. Delegate tasks to capable others.
6. Simplify and unclutter your life.
7. Less is more. (Although one is often not enough, two are often too many.)
8. Allow extra time to do things and to get to places.

9. Pace yourself. Spread out big changes and difficult projects over time; don't lump the hard things all together.
10. Take one day at a time.
11. Separate worries from concerns . If a situation is a concern, find out what God would have you do and let go of the anxiety . If you can't do anything about a situation, forget it.
12. Live within your budget; don't use credit cards for ordinary purchases.

13. Have backups; an extra car key in your wallet, an extra house key buried in the garden, extra stamps, etc.
14. K.M.S. (Keep Mouth Shut). This single piece of advice can prevent an enormous amount of trouble.    
15. Do something for the Kid in You everyday.

16. Carry a Bible with you to read while waiting in line.
17. Get enough rest.
18. Eat right.
19 Get organized so everything has its place.

20. Listen to a tape while driving that can help improve your quality of life.
21. Write down thoughts and inspirations.
22. Every day, find time to be alone.
23. Having problems? Talk to God on the spot. Try to nip small problems in the bud. Don't wait until it's time to go to bed to try and pray.
24. Make friends with Godly people.

25. Keep a folder of favorite scriptures on hand.
26. Remember that the shortest bridge between despair and hope is often a good 'Thank you Jesus .'
27. Laugh.
28. Laugh some more!
29. Take your work seriously, but not yourself at all.
30. Develop a forgiving attitude (most people are doing the best they can).

31. Be kind to unkind people (they probably need it the most).
32. Sit on your ego.
33 Talk less; listen more.
34. Slow down.
35. Remind yourself that you are not the general manager of the universe.
36 Every night before bed, think of one thing you're grateful for that you've never been grateful for before. GOD HAS A WAY OF TURNING THINGS AROUND FOR YOU.

'If God is for us, who can be against us?'

 

 ffff

نوشته شده در پنجشنبه نهم آبان 1387ساعت 11:2 توسط Hamta Ghasemi |
Some Quotes

“What you think about is what you get.” Author (Unknown) 

  “The quality of our lives is in direct proportion to the quality of our thoughts.” Author (Unknown) 

  “Before you speak ask yourself; Is it kind, is it true, does it improve the silence?” Author (Unknown) 

“A wise farmer looks to the ground and not at the sky when he plants his seed.”  Author (Unknown)  

“Expectations pull results through the mire.”  Author (Francis J.)  

نوشته شده در سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 9:47 توسط Hamta Ghasemi |
A Joke

Phone Line

 

A young businessman had just started his own firm. He had just rented a beautiful office and had it furnished with antiques.

He saw a man come into the outer office. Wishing to appear the hot shot, the businessman picked up the phone and started to pretend he had a big deal working. He threw huge figures around and made giant commitments.

Finally he hung up and asked the visitor, "Can I help you?"

"Yeah, I've come to activate your phone lines."

نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1387ساعت 11:27 توسط Hamta Ghasemi |
This Template Designed By kiyansoft
© All Rights Reserved